ماوضرایب مجهول

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

سرکلاس بودم که پیامش روی صفحه ی گوشی نقش بست!نیشم تا بناگوش باز شدبه رسم عادت اسمم را صدا زده بود!پاسخم یک دقیقه به تاخیر می افتاد پشت هم بیست پیام میداد که کجایی و چرا جواب نمیدهی و گریه و قهر و فحش و از این قبیل!نه اینکه شک داشته باشد،نه!فقط این سبکی دل بردن را بلد بود، شیرین لوس میشداداهایش نمک داشتخلاصه ملس بود ناکس!چند لحظه گوشی را خاموش کردم که عصبانی شود و منت بکشم!اما هیچ خبری نبود!زدم بیرون و شماره اش را گرفتم...یک بوق دو بوق سه و چهار و پنج...که جواب داداین جانم گفتن یعنی اکراه داشتم جوابت را بدهماما با همین جانم گفتنش از خر هم خرتر شدم و بی سلام و الو گفتم قربانت بشوم یا فدا فدا؟!اصلا نگفت خدا نکنداصلا دلش هم نریختگفت تلفنی نمیتوانم،پیام میدهم!نگران بودم و منتظر خبری ناگوار!یا نمیتوانست حرف بزندیا خجالت میکشید نفس به نفس بگوید یا...یاخدا یعنی چه شده بود.؟!داشتم ناخون میجوییم که پیام دادخیلی بی مقدمه گفت تمام...دیگر نمیتوانیم ادامه بدهیم.حرف خیلی ها را بی مقدمه گفتداشت بی مقدمه دفنم میکرددلیل نخواستم و گفتم تمام.خدا حافظ.گفتم خداحافظ که یک ساعت دیگر زنگ بزند و بخندد و بگوید خوب شکی بهت وارد کردم و این ها...!هر روز سر ساعت 7،قرار تماس داشتیم اما خبری نشدتنها که شدم صورتم تب کرد...نمیخواستم یادم بیاید که چند وقتی ست رفتارش عوض شده...نمیخواستم قبول کنم!یعنی چی که تمام شد؟دلیل خواستم و هی حرف زد و ابله فرضم کرد.نه...انگار جدی بود.هر چه میگفتم ..هر چه منطق می آوردم حرف لامنطق خودش را میزد.بی دلیل قصد رفتن داشتاما نباید کم می آوردم، باید میجنگیدم باید نگه اش میداشتم...خب با رفتنش فقط نمیرفت که؟! جان میبرد! دل میبرد! نگاه میبرد و از همه بدتر..خاطره میگذاشت.نباید تسلیم می ماوضرایب مجهول...ادامه مطلب

ما را در سایت ماوضرایب مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 63 تاريخ: شنبه 30 بهمن 1400 ساعت: 15:35

چه زود دیر می شود! در باز شد... برپا !... بر جا ! درس اول : بابا آب داد ، ما سیرآب شدیم.بابا نان داد ، ما سیر شدیم... اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان... و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بودو چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند...کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیمو در زندگی گم شدیم. همه زیبایی ها رنگ باخت...! و در زمانه ای ک زمین درحال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد! نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته...دیگر باران با ترانه نمی بارد! و ما کودکان دیروز دلتنگ شدیم ،زرد شدیم ، پژمردیم... و خشکزار زندگیمان تشنه آب شد...و سال هاست وقتی پشت سرمان ماوضرایب مجهول...ادامه مطلب

ما را در سایت ماوضرایب مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: 972 area code,973 area code,970 area code,978 area code,97 1 the ticket,971 area code,979 area code,97 1 the fan,970,97 9 the beat, نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: سه شنبه 30 شهريور 1395 ساعت: 13:17

مادرش زولبیا دوست داشت و پدرش بامیه. نیم کیلو بامیه خرید و نیم کیلو زولبیا و رفت خانه.کلید انداخت ، در را باز کرد و رفت سمت آشپزخانه. وسایل سفره افطار را آماده کرد. همه چیز را سر جایش گذاشت. زولبیا، بامیه، پنیر، نان، سبزی و گردو. نشست سر سفره. دو قاب عکس را آورد. یکی کنار زولبیا و دیگری کنار بامیه. قدرشونو بدونیم.... ماوضرایب مجهول...ادامه مطلب

ما را در سایت ماوضرایب مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: 870 area code,877 area code,876 area code,872 area code,87,877,870,87 monte carlo ss,87 kg to lbs,87 chevy truck, نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 10:27

مگر میشود به همین سادگی رد شد؟ مگر میشود کسی را دوست نداشت حتی زمانی که بهانه های دلتنگی اش را با گفتن جملاتی مثل "لاکم را عوض کردم دیدی؟" یا "امروز وقت آرایشگاه دارم!" جار میزند. میدانی زن ها به همین راحتی نمیتوانند بگویند دلم تنگ شده! مگر میتوان کسی را دوست نداشت وقتی که میگوید "بله سرتون شلوغ شده!"مگر میتوان دوستش نداشت وقتی هر روز پیام هایتان را بالا و پایین میکند و تک تک جملاتت را از بر می خواند؟ مگر میتوان دوستش نداشت حتی زمانی که تک تک دوستان دنیای مجازیت را تحت نظر دارد؟ مگر میشود دوستش نداشت وقتی که دم به دقیقه عکس هایش را عوض میکند؟ مگر می ماوضرایب مجهول...ادامه مطلب

ما را در سایت ماوضرایب مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: 88sears,88,888,88finbyblaccyna,88fin,888 area code,88 minutes,88 china,88 key keyboard,888 meaning, نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 10:27

سهراب سپهری چقدر زیبا گفت:ﺧﺪﺍ ﮔﺮ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﺩﺍﺭﺩ ﺯ ﺭﻭﻱ ﻛﺎﺭ آﺩﻣﻬﺎ!ﭼﻪ ﺷﺎﺩﻳﻬﺎ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﻫﻢ...ﭼﻪ ﺑﺎﺯﻳﻬﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﺳﻮﺍ...ﻳﻜﻲ ﺧﻨﺪﺩ ﺯ آﺑﺎﺩﻱ...ﻳﻜﻲ ﮔﺮﻳﺪ ﺯ ﺑﺮﺑﺎﺩﻱ...ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺟﺎﻥ ﻛﻨﺪ ﺷﺎﺩﻱ...ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺩﻝ ﻛﻨﺪ ﻏﻮﻏﺎ...ﭼﻪ ﻛﺎﺫﺏ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺻﺎﺩﻕ...ﭼﻪ ﺻﺎﺩﻕ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻛﺎﺫﺏ...ﭼﻪ ﻋﺎﺑﺪ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻓﺎﺳﻖ...ﭼﻪ ﻓﺎﺳﻖ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﻋﺎﺑﺪ...ﭼﻪ ﺯﺷﺘﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺭﻧﮕﻴﻦ...ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻲ ﻫﺎ ﺷﻮﺩ ﺷﻴﺮﻳﻦ...ﭼﻪ ﺑﺎﻻﻫﺎ ﺭﻭﺩ پايين...ﻋﺠﺐ ﺻﺒﺮﻱ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺭﺩﻛﻪ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻧﻤﻴﺪﺍﺭﺩ!!!.... ماوضرایب مجهول...ادامه مطلب

ما را در سایت ماوضرایب مجهول دنبال می‌کنید

برچسب: 89x,89 camaro,8962 form,89 mustang,89 north,89 9 fm,89 corvette,89 7 fm,89 ford f150,89 3 ksbj, نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 10:27

صفحه بندی